اسماعيل بن محمد مستملى بخارى

1873

شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )

ص 261 ، س 19 : جبر الله . . . خدا شكستگى ترا پيوند دهاد ! ص 262 ، س 25 : لو تعلمون ما . . . اگر آنچه من مىدانم ، مىدانستيد ، اندك مىخنديديد و بسيار مىگريستيد . ص 263 ، س 2 : يا أَيُّهَا الرَّسُولُ . . . اى پيامبر ، برسان آنچه را از خدا بر تو فرود آمده است . ص 263 ، س 9 : يَعْلَمُ ما بَيْنَ . . . خدا آنچه را پيش از ايشان و در برابر ايشان است مىداند ولى ايشان به دو علم ندارند . ص 263 ، س 14 : أَ لَيْسَ اللَّهُ . . . آيا خدا به سپاسگزاران داناتر نيست ؟ ص 263 ، س 15 : أَ وَ لَيْسَ اللَّهُ . . . آيا خدا داناتر به نهفته‌هاى دل جهانيان نيست ؟ ص 266 ، س 29 : لَوْ كانَ فِيهِما . . . ر . ك : ص 241 . ص 270 ، س 10 : لا ينقسم فى . . . خدا در ذات خود قسمت نپذيرد . ص 270 ، س 24 : امنا بما قال . . . ايمان آورديم به آنچه خدا گفته بر همان وجه كه خودش اراده كرده و ايمان آورديم به آنچه پيامبر خدا گفته بر همان وجه كه خدا اراده كرده است . ص 271 ، س 6 : و زاده بسطة . . . او را توانمندى در دانش و تن بخشيد . ص 271 ، س 19 : و يبق الحق . . . حق همچنان بىمنازع پايدار مىماند . ص 272 ، س 7 : يُخَيَّلُ إِلَيْهِ . . . از جادوى ايشان براى موسى اين گمان پديد آمد كه آن رشته‌ها و رسنها راه مىرود .